ما خیلی یهووویی
روز دوشنبه رفتیم رشت برای کارهای اداری ساخت ویلای خواهرشوهرمن و همسرم و پدر شوهر و دو تا از خواهرشوهرا رفتیم
غروب رسیدیم من موعد پریدم بود اما خبر ی نبود ،فرداش سه شنبه همه به جز من رفتن دنبال کار ادرایشون
منم رفتم لب ساحل یکم با خدا حرف زدم از طبیعت و دریا لذت بردم بعد رفتم حمام و استراحت کردم بقیه هم رسیدن دیگه اونروزا همش فکرساخت و بحث در مورد چکار کنن و...گذشت من همچنان منتظر اینکه آیا پرید میشم یا نه بودم!؟
ته دلم ذوق داشتم که نکنه باردارم ولی هی ناامید میشدم نه بابا خبری نیست و..
کلا مسافرت خوبی بود صبح زود با همسر میرفتیم نون میخریدیم بقیه هم بیدار میشدن چای و وسایل صبحانه حاضر بود ،همکار خواهرشوهرمم بودن تو مجتمع تفریحی خلاصه یه بار باهاشون رفتیم استخر ساحلی بانوان من تو دریا نرفتم یه بار رفتیم یه برکه هندوانه مخلفات بردیم ،با همسر و بقیه رفتیم سه شنبه بازارشون ،با همسر لب دریا قدم میزدیم و کلی حرف میزدیم، یه صبح هم ساعت 6رفتم لب ساحل طلوع خورشید رو دیدم لذت بخش بود

خلاصه سفر خوبی بود که من 4شنبه لک دیدم و تا فرداش پنجشنبه ظهر که حرکت کنیم پرید شدم و تمام دنیا رو سرررررم خراب شد
هم درد داشتم هم ناراحت بودم بازم نشد هم اینکه تو ماشین بودیم و...
خلاصه تو رودبار نگه داشتیم به سوغاتی خریدن تو این بی پولی مون توقع مسخره ای که همه دارن اللخصوص خانواده همسرم باید براشون بگیری
من خودم اهل خرید کردن و کادو دادن به همه هستم ولی یه چیزی بشه قانون و توقع اصلا نمیپسندم
9شب پنجشنبه رسیدیم شام هم خوردیم خونه پدرشوهر اومدیم خونه ،کلید داده بودم خواهرم بیاد به گلامون آب بده هم اینکه برای امنیت سربزنه بهتره ،که دیدم اصلا نیومده یکی از گلامم پژمرده شده زنگ زدم بهش گفتم کارت خیلی بد بوده نیومدی اگه بهت کلید دادم یعنی احتیاج داشتم که بیای گفت برام کاری پیش اومد نشد بیام میخواستم جمعه بیام منم با عصبانیت حرف زدم و قطع کردم

خیلی ناراحتم از اینکه این ماه هم باردار نشدم خیلیییی مثل عقده ای ها شدم بچه که میبینم احساس کمبود دارم که من از بقیه تواناییم کمتره
خدایا خیلی حس مضخرف و مسخره ایی که هرررررر ماه منتظر بارداری باشی و بعد پرید با کمال پررویی تشریف بیاره أه أه
خیلی خسته شدم کم آوردم شاید خیلی ها بگن اخه دختر خوب تو فقط 6ماه اقدام کردی زوده اما این 6ماه خیلی برام سخت میگذره اگه بشه یکسال یا بشه چند سال چی !؟ دلم گریه میخواد
دیگه دعا کردنم جواب نمیده نمیشه که نمیشه
اصلا کلا کمبود دار شدم دوست دارم چاق و تو پر شم
دارم پودر چهل گیاه یا همون قاووت قوتو کرمان رو قبل غذا یه قاشق میخورم دختر عموم جواب گرفته ببینم من حداقل یکم پر میشم
کلا اوضاعم بهم ریخته هس نه حوصله دارم به خودم برسم نه به زندگیم نه هیچیییییییییییی انگیزه ندارم
أه چقدر غمناک و غر غرانه نوشتم اخه واقعا همینم بلد نیستم تظاهر کنم، نمیدونم از خدا چه جوری بخوام به هیچ کس جز دوستم نگفتم اقدام کردم که برن رو مخم که وای چرا باردار نمیشی و..درد دلم فقط اینجا میزنم خیلی خسته ام خیلی
(0 لایک)